Menu

چهار اصل مهم در زندگی‏

چهار اصل مهم در زندگی‏

چهار اصل مهم در زندگی‏ اصل اوّل زندگی: توکّل به خدا توکّل، مانند پلی است که یک طرف آن «ربوبیت» و طرف دیگر آن مقام «رضا» است. ...
print کد خبر: 123 تعداد بازدید: 1066
تاریخ انتشار: 27آذر1395, 15:17:17

چهار اصل مهم در زندگی‏

اصل اوّل زندگی: توکّل به خدا

توکّل، مانند پلی است که یک طرف آن «ربوبیت» و طرف دیگر آن مقام «رضا» است.

اگر از ربوبیت با پُل توکّل بگذری، به مرحله رضا می‏رسی. آن وقت یک باب عرفانی برایت باز می‏شود، به نام «ثقه و اطمینان». ربوبیت، عقیده‏ ای بسیار مشکل و سخت است؛ مثل کاردی که گلوی اسماعیل‏ علیه السلام را نبرید و آتشی که ابراهیم را نسوزاند.

«توکّل» همچون طنابی محکم است که رشته‏ های به هم پیچیده ایمان و تقوا، آن را به طنابی بسیار قوی و محکم مبدّل ساخته است. توکل به خدا می‏تواند آدمی را از صخره‏ های مشکلات زندگی بالا ببرد و به قلّه سعادت، آسایش، آرامش و سربلندی برساند.

اصل دوم زندگی: مسؤولیت‏ پذیری‏

عدّه ‏ای مشغول هستند نه مسؤول!

گاهی کسی در محیط کارش مشغولِ مسؤول است؛ خوشا به حال مردم؛ چون هر وقت به او رجوع می‏کنند، او در حال انجام دادن وظیفه است.

ولی عدّه ‏ای مسؤول مشغول هستند؛

هر زمان به او رجوع می‏کنی، یا با تلفن صحبت می‏کند، یا با دوستانش گپ می‏زند و یا روزنامه می‏خواند، و خلاصه کاری به ارباب رجوع ندارد. خدا به فریاد مردمی برسد که باید با این گونه افراد سر و کار داشته باشند!

ما باید در زندگی، تفاوت «مشغولیت» و «مسؤولیت» را بدانیم.

خواهرم!

وقتی شوهر کردی، مسؤول هستی، پس در این صورت، حرف هیچ کسی جز شوهرت نباید در تو اثر بگذارد.

اگر دیگران راهنمایی کردند، بپذیر؛ ولی آنچه را از طریق تلقین منفی بر تو وارد می‏شود، نپذیر.

برادرم!

وقتی همسر گرفتی، مسؤول هستی؛ پس در این مسؤولیت مهم، تنها باید با همسرت در زندگی هماهنگ باشی.

خواهرم!

وقتی ایرادی از شوهرت دیدی، زود قهر نکن و به خانه مادرت نرو، زیرا زندگی امری حیاتی و مقدّس است؛ تجارت نیست، که اگر شکست خوردی، در تجارت بعدی دقت کنی.

برادرم!

اگر شب دیر آمدی و همسرت گفت کجا بودی؟ نگو شوهر کرده‏ ام یا زن گرفته‏ ام!!

خوشحال باش که دلی با حال اضطراب و دلهره به انتظارت نشسته؛ یادت نرود زن گرفته ‏ای که مسؤول باشی، نه مشغول!

خانم!

وقتی شوهرت برای بد حجابی یا آرایش کردن یا پوشیدن جوراب پانما در مقابل نامحرم، یا دقت نکردن در حفظ لوازم زندگی و یا غیبت کردن از دیگران، از تو ایراد گرفت، ناراحت نشو!

شوهری که فکر می‏کنی سخت‏گیری می‏کند، سخت‏گیری نکرده، بلکه احساس مسؤولیت می‏کند و در گوشه دلش تو را مالک دل کرده و مستأجر دیگری نپذیرفته است؛ پس ناراحت نشو و بپذیر.

شهید دستغیب می‏فرمود: دخترها و پسرها قبل از عروسی (دوران عقد) دو دوست باشند و همدیگر را نصیحت کنند تا هر چه ناخالصی هست، از خود دور نمایند، تا یک عمر راحت زندگی کنند. خیلی‏ ها حرف‏های دلشان را به همدیگر نمی‏زنند و سال‏ها با هم زن و شوهرند، نه همسر!

در اسلام، آیین «همسری» تأکید شده است، نه «زناشویی».

اصل سوم زندگی: دوری از ماشینی شدن‏

فیلم «ماشینیوم» چارلی چاپلین را دیده اید؟

چارلی قرار شد قالپاق سفت کن باشد و شش پیچ پایین را سفت کند. آن روز مانند یک ماشین کار کرد. وقتی وارد خانه ‏اش شد، دکمه‏ های مانتوی زنش هم مثل پیچ قالپاق ماشین بود؛ آن‏ها را هم محکم می‏کرد. زنش فکر می‏کرد او دارد زن‏ داری می‏کند، در حالی که چارلی یک ماشین شده بود!

استاد ارجمند، جناب آقای دکتر مازارچی می‏ گفت:

خاطره ‏ای از مرحوم شهید آیت اله دستغیب‏ رحمهم الله دارم، که بسیار زیبا و شنیدنی است.

دانشجویی از اهل شمال به آقا گفته بود: چند روزی است با خانم خود قهر هستم.

ایشان فرموده بود: «معلوم است در همسرداری ناشی هستی!» (راستی کدام زن حاضر است شوهرش، اول یک زن دیگر بگیرد، بعد که زن داری آموخت، با او زندگی کند؟)

آیت اللَّه شهید دستغیب فرموده بود:

«فردا جمعه است؛ مستحب است روز جمعه شما دو نفر، سیب را با دست نخورید؛ بلکه با دهان بخورید. یک نخ به نوک سیب ببند و به پنکه سقفی آویزان کن، بعد دست‏هایتان را از پشت سر ببند و روبه روی همدیگر بایستید و سیب را با دهانتان بخورید.»

دانشجو رفت و بعد از مدّتی آمد پیش استاد و گفت: «آقا! سند این روایت را که فرمودید می‏خواهم!»

بعد شهید دستغیب فرموده بود: «آشتی کردید؟»

گفته بود: «بله آقا! چه آشتی جانانه‏ ای!»

سپس شهید دستغیب فرموده بود: «این مطلب، بسیار معتبر است؛ قال الدستغیب پدر آمرزیده!!!»

به این روایت توجه کنید:

از امام صادق‏ علیه السلام سؤال شد: آیه «وَلْیَضْرِبْنَ» یعنی چه؟

حضرت در حال مسواک زدن بودند؛ مسواکشان را شستند و بار دیگر بر شانه او زدند و فرمودند:

«زن را بزنید، یعنی این!»

خود این کار، یک شوخی است که مرد با همسرش دارد.

اصل چهارم زندگی: نپذیرفتن تلقین‏های منفی‏

اگر کسی در زندگی خود چارچوب اصولی و منطقی داشته باشد، کم‏تر دچار تردید و تلقین منفی می‏گردد.

در این زمینه، باید به چند هشدار توجه کرد:

۱. بعضی‏ ها در معاشرت‏های دوستانه، چیزهایی به انسان می‏گویند که به روابط زن و مرد ضرر می‏رساند، پس باید مواظب بود.

۲. راز زندگی را صلاح نیست هیچ کس جز زن و شوهر بفهمند؛ حتی والدین طرفین.

۳. اگر مهمانی رفتید، مواظب باشید که شیوه زندگی دیگران، برایتان تلقین منفی ایجاد نکند.

۴. مبادا تعریف‏های دروغین در مجالس مهمانی و پزهای کذایی اطرافیان، زندگی شما را با تلقین منفی خراب کند.

۵. طلا و جواهرات، مبلمان‏های آنچنانی و تجمّلات، شما را نسبت به زندگی دلسرد نکند.

کلبه عشق (آنچه یک عروس و داماد باید بدانند) ص ۱۷/۲۰ - مهدی دانشمند

امتیاز خبر:
2 2 0

نظرات


نظری وجود ندارد.

مرتب سازی براساس

آرشیو:

دی ان ان