Menu

آیا طلبه ها برای ازدواج از مریخ آمده اند؟

آیا طلبه ها برای ازدواج از مریخ آمده اند؟

گفت و گویی خواندنی با یک زوج طلبه نسل سومی «طلبه ها از مریخ نیامده اند»؛ این عنوان وبلاگی بود که پس از دیدن آن جرقه ی گفتگو با یک زوج ...
print کد خبر: 181 تعداد بازدید: 1898
تاریخ انتشار: 02بهمن1395, 19:57:18

طلبه ها از مریخ نیامده اند!

گفت و گویی خواندنی با یک زوج طلبه نسل سومی

«طلبه ها از مریخ نیامده اند»؛

این عنوان وبلاگی بود که پس از دیدن آن جرقه ی گفتگو با یک زوج طلبه ی جوان در ذهنم زده شد. قبل از انجام گفتگو سوالات زیادی از زندگی خصوصی تا محسنات و مشکلات یک زوج طلبه در ذهنم رژه میرفتند.

محمدصادق احسان بخش و همسرش خانم حسن پور، زوج جوان و با نشاطی بودند که به گرمی از من استقبال می کنند، پاسخ تمام سوالاتم را می دهند و حتی گاه بعضی پاسخ هایشان حکایت از دغدغه هایی دارد که بوی درد دل به خود گرفته است.

محمدصادق ۲۵ ساله و متولد یزد است. چهره ی متبسم و خوش رویی دارد. همسرش هم ۲۲ ساله و متولد تهران است. از آن زندگی های ساده و در عین حال گرمی دارند که انسان ناخودآگاه وسوسه می شود برود ازدواج کند!

چند سال است که به طلبگی مشغولید و چند سال از ازدواجتان می گذرد؟

محمدصادق: ده سال است که طلبه هستم و دروس حوزه را می خوانم، همچنین چهار سالی می شود که با خانم حسن پور ازدواج کردم.

خانم حسن پور: من هم نزدیک به چهار سالی می شود که طلبه هستم. از همان زمانی که به قم آمدم! چون قبل از ازدواج ساکن تهران بودم .

خانم حسن پور، بالاخره شما پیش از ازدواج در کنکور شرکت کردید؟

من دانشگاه تهران، در رشته پزشکی قبول شدم اما در مراسم خواستگاری از منش و بینش طلبگی خوشم آمد و می خواستم همفکر و همراه همسرم باشم و اگر همسرم خواست برای ترویج و تبلیغ اسلام به شهرستانی برود، بتوانم کمک و همیارش باشم، بنابراین تصمیم گرفتم من هم طلبه شوم.

خانم حسن پور دید شما نسبت به ازدواج با یک طلبه ی جوان چگونه بود؟

قبل از ازدواج با آقا محمدصادق این احساس را داشتم که یک طلبه باید تمام رفتارش مناسب باشد و خب این رفتار بر روی همسر و خانواده وی نیز تاثیر می گذارد و این برایم جالب بود. در مورد مسئله مالی نیز پدر من پزشک فوق تخصص مغز و اعصاب است، سه برادر مهندس دارم. الحمدلله از لحاظ مالی مشکلی نداشتیم ولی برای شخص من و خانواده ما در مورد ازدواج، تنها ایمان و اخلاق مهم بود و اصلا مسائل مالی و پول اهمیتی نداشت.

البته این نکته را هم بگویم که وقتی آقامحمدصادق به خواستگاری آمد و مسئله ازدواج جدی شد، تمام فامیل به جز پدر و مادر و برادرانم تمایلی به این امر نداشتند.

بعد از ازدواج دیدتان نسبت به ازدواج با یک طلبه چگونه شد؟

بعد از انجام مراسم خواستگاری که می خواستم جواب بدهم،

پدرم به من گفت: من از این ازدواج استقبال می کنم ولی به این نکات توجه داشته باش که تو قرار است با یک طلبه ازدواج کنی و در یک شهر دیگر ساکن شوی، یادت باشد که تاکنون در کنار خانواده و بدون مشکل خاصی زندگی کرده ای . کسی که مشکلی نداشته باشد نیازی را حس نمی کند؛ بنابراین در مورد تمام جنبه های این ازدواج خوب فکر کن و بعد پاسخ بده.

من توکل به خدا کردم و نظرم این بود که زندگی شیرین، پول و مقام و زندگی تجملاتی نیست. به نظر من مشکلات جزء لاینفک زندگی است و باید برای حل مشکلات آن چنان که هست تلاش کرد نه آن چنان که ما می خواهیم . من بعد از چهار سال از زندگیم خیلی راضی هستم و الحمدلله زندگی خوبی را تا کنون داشته ام. یک زندگی ساده ولی با محبت .

چه معایبی را در زندگی با یک طلبه احساس می کنید؟

راستش تا الان پس از گذشت چهار سال مشکلی در زندگی نداشته ایم اما خوب بعضی اوقات تحمل زخم زبان ها که می گویند تو که دختر دکتر بودی چرا با یک طلبه ازدواج کردی، من را ناراحت می کند. افتخار من ازدواج با یک طلبه بوده است و افتخارم هم این است که پس از ازدواج با یک طلبه بیشتر مراقب کردار و رفتارم بودم و محسنات اخلاقی بسیاری را کسب کردم .

آقا محمدصادق حالا شما محاسن زندگی با یک طلبه را بفرمائید ؟

طلبه یک انسان است و ممکن است عصبانی و حتی اشتباه کند اما طلبه آمده است تا اول خود را اصلاح کند و سپس دیگران را. بنابراین سعی در این دارد که محاسن اخلاقی را رعایت کند که همین باعث شیرین شدن زندگی می شود و در تربیت فرزندان نیز تاثیر خوبی دارد.

تفریح شما به عنوان یک طلبه ی نسل سومی چه چیزهایی است؟

قطعا طلبه نیز مانند همه جوانان نیاز به تفریحات سالم و نشاط و شادابی دارد. تفریحات من نیز مانند تفریحات سالم همه جوانان دیگر است. پس از راز و نیاز با خدا که شیرینی و لذت خاصی دارد، رفتن به پارک، موزه، فوتبال، استخر، مطالعه کتاب های جذاب، و دید و بازدید اقوام از دیگر تفریحاتم است. به یاد داشته باشیم که یکی از بهترین تفریحات که واقعا روحیه ی انسان را تغییر می دهد دید و بازدید از اقوام و دوستان است که متاسفانه این روزها سینما و تلویزیون کمتر اجازه این تفریحات را به دیگران می دهد.

طلبه ها شوخی هم می کنند؟

شاید باورتان نشود اما در بین طلبه ها شوخی زیاد صورت می گیرد. هر کس ایمان بیشتری داشته باشد، چهره شاداب تر و زندگی شادتری دارد و شوخی هم میکند. شوخی هم تا وقتی که به کسی توهین و استهزاء نشود مانعی ندارد. مومن باید شادی اش در صورتش و غصه هایش در دلش باشد.

ارتباطتان با جوانان و نوجوانان چطور است؟ ایا این درست است که فهم صحبت های یک طلبه برای یک جوان سخت است؟

من علاوه بر طلبگی، مربی کانون یکی از مساجد نیز هستم. در این مسجد بیش از دویست جوان حضور دارند که بسیار شاداب و پر انرژی در کلاس ها، اردو ها و تفریحات شرکت می کنند و ارتباط خوبی هم داریم. اگر یکی دو روز نتوانم به کانون بروم مدام با من تماس می گیرند و از اینکه کلاس ها برگزار نشده ناراحت هستند.

در مورد فهم صحبت های یک طلبه هم شما اساتید دانشگاه و یا اصلا عامه مردم را ببینید. بسیاری از اساتید دانشگاه شیرین و جذاب صحبت می کنند اما در عین حال هستند اساتیدی که فهم صحبتشان برای دانشجو مشکل است. طلبه یا روحانی نیز همین طور است. اول بستگی به اجتماعی بودن و دانستن فن سخنوری دارد و بعد هم مطالعه و چگونگی ارتباط برقرار کردن. بعضی افراد ذاتاً سنگین صحبت می کنند و فهم صحبت هایشان برای دیگران سخت است. این موضوع طلبه و غیر طلبه ندارد.

میانه ی شما با رسانه ها چطور است؟

محمدصادق: من تقریبا با همه رسانه ها آشنا هستم . سعی می کنم روزنامه ها و مجلات متفاوتی را مطالعه کنم. به اینترنت تسلط دارم و وبلاگ و سآیت های خبری تحلیلی و ... را می خوانم. بعضی از برنامه های تلویزیون را نیز تماشا می کنم و حتی گاهی نقد هایی نیز بر آن ها می نویسم.

مد یک طلبه چگونه است؟ اصلا شما با مد موافقید؟

خانم حسن پور: مقام معظم رهبری در مورد مد جملاتی دارند که بسیار زیباست، ایشان می فرمایند بنده با مد خیلی موافقم، جزء آدم هایی هستم که به مد گرایش دارم، اما مدی که از داخل جوشیده باشد. چون مد یعنی ابتکار و نو آوری نه چیزی که از بیرون بیاید. مد آرایش مو و لباس و حرف زدن ما همه اش دارد از بیرون می اید.

من هم همین نظر را دارم. یک دختر جوان می تواند در عین متانت و حیا، زیباپوش باشد و طبق مد ایرانی رفتار کند. ما در هیچ کجای دین و آئین هم این را نداریم که زن باید همیشه لباس یک رنگ و یک شکل بپوشد. تنوع بسیار خوب است اما هنگامی که در چارچوب اخلاق و اسلام باشد.

آقا محمدصادق! نزدیک ماه رمضان است. تصمیم به رفتن تبلیغ در این ماه دارید؟

بله حتما.

چه لزومی دارد یک طلبه به دور افتاده ترین نقاط کشور برود برای تبلیغ؟

ببینید هر کسی علمی را که دارد باید در معرض دیگران قرار دهد. برای مثال شخصی که پزشک است، مطب می زند تا مشکلات مردم را حل کند و در واقع علمش را برای کمک به دیگران عرضه می کند. البته به نظر من یک طلبه یا روحانی در این زمینه از بقیه مشاغل یک درجه بالاتر است. چون طلبه در شهر خود نمی ماند که یک مطب بزند تا مردم به آن مراجعه کنند بلکه به سمت مردم می رود. اصطلاحا یک طلبه باید «طبیب دوّار» باشد.

چرا برای برخی ماه رمضان خسته کننده است؟

محمدصادق: ماه رمضان خسته کننده نیست. نفس مومن در این ماه تسبیح است. خواب مومن عبادت است. اینها در برابر کمی گرسنگی چیزی نیست. لحظه به لحظه در این ماه برای مومن ثواب می نویسند. حدیث داریم اگر مومن می دانست ماه رمضان برای هر کس چقدر رحمت و مغفرت دارد آرزو می کرد همه ماه های سال ماه رمضان باشد. در ماه رمضان شب قدر وجود دارد که ارزش آن بالاتر از هزار ماه است. هزار ماه یعنی تقریبا ۸۳ سال. یعنی یک عمر. شما می توانید با یک شب ماه رمضان یک عمرتان را تضمین کنید. اگر انسان به اینها فکر کند همه اش به انسان آرامش و لذت می دهد. خسته کننده نیست.

طلبه ها مراسم افطاری را چگونه برگزار می کنند؟

طوری می پرسید طلبه ها چطور مراسم افطاری می گیرند انگار ما با آدم های معمولی فرق می کنیم (می خندد). خوب ما هم مثل بقیه از دوستان و آشنایان دعوت می کنیم و مراسم افطاری برگزار می کنیم. البته شاید تنها تفاوتی که افطاری طلبه ها با بقیه داشته باشد این است که ما اول نماز می خوانیم بعد افطار می کنیم، بقیه ممکن است اول افطار کنند بعد نماز بخوانند. البته وقتی مجرد بودیم و در حجره مستقر بودیم کمی متفاوت بود. هر بار که می خواستیم افطاری بدهیم فیش غذای طلبه ها را می گرفتیم و می رفتیم غذایشان را می گرفتیم و در حجره ی خودمان افطاری می دادیم!

البته متاسفانه چند سالی است به خاطر پخش سریالهای تلویزیونی بعد از افطار، کمتر خانواده ها به این سنت حسنه روی می آورند.

به نظر می رسد چندان موافق پخش سریال های تلویزیونی بعد از افطار نیستید.

شاید باورتان نشود. من چند باری که برای تبلیغ به دور افتاده ترین روستاها رفته ام، با توجه به اینکه در روستاها، ارزشها و سنت ها همچنان وجود دارد ولی دیده ام روستاییان هم بعد از افطار پای تلویزیون می نشینند و به عنوان یک عادت برای آنها درآمده است و از حالت معنوی مردم کم کرده است. به نظر من پخش ۵ سریال بعد از افطار باید متعادل بشود.

حالا باز تا چند سال پیش سریالها مذهبی بود و گاهی تاثیرات مثبتی بر مخاطب داشت اما در یکی دو سال اخیر می بینیم که این سریالها کم کم مایه مذهبی خود را از دست داده و حتی به سمت موضوعات هجو و طنز پیش می رود. لزومی ندارد این همه سریال پخش شود و از سنت های زیبای ماه رمضان که تا چند سال پیش ادامه داشت بکاهد.

البته من یک پیشنهاد هم برای پخش این سریالها دارم. اگر می شد یکی از این سریالها را به جای بعد از افطار برای سحر پخش می کردند مردم تشویق می شدند راحت تر در هنگام سحر بیدار شوند.

البته پخش سریال باید طوری باشد که نیم ساعت قبل از اذان صبح به پایان برسد تا مردم بتوانند به طاعات و عبادات هنگام سحر نیز بپردازند.

با تشکر از وقتی که برای این مصاحبه در اختیار من گذاشتید.

محمدصادق و خانم حسن پور: ما هم از شما ممنونیم.

مجله  دیدار آشنا  شهریور 1388 - شماره 107

امتیاز خبر:
0 0 0

نظرات


نظری وجود ندارد.

مرتب سازی براساس

آرشیو:

دی ان ان