Menu

ساده و شیرین مثل ازدواج دو طلبه یا دو فرشته

ساده و شیرین مثل ازدواج دو طلبه یا دو فرشته

مسئولیت‌پذیری سنگ بنای موفقیت در هر‌کاری است. درست مثل زوج طلبه هم‌محله‌ای ما «محمد ناصری» و «پرستو نظیری» که با دغدغه مشترک‌‌ ترویج فرهنگ دین‌باوری...
print کد خبر: 182 تعداد بازدید: 1633
تاریخ انتشار: 02بهمن1395, 20:50:57

زوج طلبه کانونی فرهنگی را در محله می‌گردانند

ساده و شیرین مثل ازدواج دو طلبه

ساده و شیرین مثل ازدواج دو طلبه

بهاره خسروی - مسئولیت‌پذیری سنگ بنای موفقیت در هر‌کاری است. درست مثل زوج طلبه هم‌محله‌ای ما «محمد ناصری» و «پرستو نظیری» که با دغدغه مشترک‌‌ ترویج فرهنگ دین‌باوری میان جوانان زندگی مشترکشان را آغاز کردند.

 

 مسئولیت‌پذیری سنگ بنای موفقیت در هر‌کاری است. درست مثل زوج طلبه هم‌محله‌ای ما «محمد ناصری» و «پرستو نظیری» که با دغدغه مشترک‌‌ ترویج فرهنگ دین‌باوری میان جوانان زندگی مشترکشان را آغاز کردند. خیلی ساده و بدون تشریفات اضافی با اندک پس‌انداز آقای داماد هر دوراهی خانه بخت شدند. راه‌اندازی «کانون فرهنگ گستر بصیر» با هدف آموزش‌های دینی و نخبه‌پروری میان نسل جدید نتیجه ازدواج این زوج است. کانونی که در روزهای نخست شکل‌گیری با استقبال، مواجه و به برکت نگاه‌های دینی و نیّت خیر این دو نفر، باب آشنایی و ازدواج جوانان زیادی در این مرکز فرهنگی فراهم شد. امروز بیش از ۷۰۰ خانواده در رده‌های سنی مختلف از برنامه‌های فرهنگی ‌ـ آموزشی این مجموعه فرهنگی در خیابان امام خمینی(ره)  استفاده می‌کنند. افراد زیادی از طریق دنیای مجازی با برنامه‌های این کانون همراه هستند. هفته «ازدواج» بهانه شد تا سراغ این زوج جوان برویم و درباره سبک زندگی و نگاه‌های فرهنگی آنها به گفت‌وگو بنشینیم.

 عاشق شدم مرکز را ترک کردم
آقا داماد شاعر و مداح اهل‌بیت(ع) و بین اهالی و دوستانش به «استاد ناصری» معروف است.

فعالیت در یک مجموعه فرهنگی باب آشنایی او و همسرش برای شروع زندگی مشترک شد.

ناصری با یادآوری این موضوع سر صحبت را باز می‌کند: «تقریباً ۸ سال پیش بود که در یک مجموعه فرهنگی با همسرم همکار شدیم. نکته جالب این بود که در تمام مدت همکاری‌مان هیچ حرف یا کلامی در مورد ازدواج و تشکیل زندگی مشترک نزدیم. بیشتر صحبت‌های ما دغدغه‌های فرهنگی، مسئولیت‌های اجتماعی و‌‌ ترویج رفتارهای دینی بود. خوشبختانه هر دو در بسیاری از زمینه‌ها با هم اشتراک نظر داشتیم.»

ناصری با کمی مکث لبخندی می‌زند و تعریف می‌کند:

«کم‌کم مهرش به دلم نشست. از همان روزی که به ایشان علاقه‌مند شدم دیگر پا در آن مجموعه نگذاشتم. چون به همه خانم‌های داخل مجموعه به چشم خواهر و امانت نگاه می‌کردم. حالا با علاقه‌مند شدن به یکی از آنها ترجیح دادم دیداری در کار نباشد. اگر علاقه‌ای هست از راه درست و به شیوه سنتی آن و خواستگاری پیش رود.»

ذهن ناصری حسابی درگیر مطرح کردن این موضوع با اعضای خانواده بود اما ازدواج با دست خالی چندان هم آسان نیست: «کل سرمایه من برای شروع زندگی مشترک، مخارج عروسی و اجاره خانه ۳ میلیون تومان بود. قبل از سفر به مشهد در آستان امامزاده حسن(ع) کرج به حدیثی از امام رضا(ع) برخورد کردم: هرکس ازدواج کند خدا فضلش را تمام می‌کند. برای درددل با امام‌رضا(ع) راهی مشهد شدم. در حرم استخاره کردم. پاسخ مثبت بود. با خوشحالی برای مطرح کردن موضوع با خانواده راهی تهران شدم. موضوع را با خواهر و برادر بزرگ‌ترم در میان گذاشتم و برای خواستگاری همراه خواهرم راهی شدیم.»

 دیدار در صحن حضرت عبدالعظیم (ع)
ناصری با لبخند از سختگیری پدر همسرش و تلاشی که برای جلب رضایت او انجام داد می‌گوید: «آقای نظیری تیمسار بازنشسته ارتش هستند. زمانی که برای خواستگاری رفتیم سال‌های آخر خدمت ایشان بود. روز خواستگاری خیلی گرم برخورد نکرد و در واقع با توجه به شرایط مالی من پاسخش منفی بود. به همسرم علاقه داشتم و باید راهی پیدا می‌کردم. خواستم چند دقیقه تنها با هم صحبت کنیم. صادقانه از علاقه و محبت قلبی‌ام به دخترش صحبت کردم. صحبت‌هایم نتیجه داد و موافقت کرد.»
بعد از رضایت پدر نوبت صحبت‌های نهایی عروس و داماد برای شروع زندگی در صحن حضرت عبدالعظیم(ع) شد.

نظیری می‌گوید: «معیار من صداقت، ایمان و اخلاق بود. همیشه دوست داشتم تقوا و ایمان همسرم از من بالاتر باشد. وقتی همراه خواهرش برای خواستگاری پا پیش گذاشت حسابی تعجب کردم. در فضای همکاری چنین نیتی که قصد ازدواج با مرا دارد حس نکردم. مهرش به دلم نشست. به‌ویژه آن زمان که لوح‌‌های فشرده‌اش به‌عنوان مداح اهل‌بیت(ع) بیرون آمد.

صادقانه برایم همه چیز را تعریف کرد. اینکه از نظر مالی دست به کاری زده و ورشکست شده یا اینکه همه دارایی‌اش فقط ۳ میلیون است اما برای خوشبختی و تأمین نیازهای زندگی من از زیر سنگ هم که شده پول حلال تهیه خواهد کرد.»

 مهریه که به ۱۴ سکه رسید
بعد از ازدواج این دو زوج رسوم جالبی در خانواده و دوستان آنها شکل گرفت. پایین گرفتن میزان مهریه برای دختران یکی از همین رسوم بود. نظیری از ماجرای تعیین میزان مهریه بالا و مخالفت پدرش با کاهش آن تعریف می‌کند: «برای میزان مهریه هردو با ۱۴ سکه به نیت ۱۴ معصوم (ع) توافق کردیم؛ سکه بیانگر خوشبختی نیست. از طرفی مهریه باید براساس وسع و توانایی مالی داماد باشد. کسی که بیشتر از توان مالی زیر بار مهریه سنگین می‌رود از همان نخست دروغگویی را شروع کرده است پس چطور می‌تواند مسئولیت یک زندگی را برعهده بگیرد؟ پدرم به تعداد تاریخ تولدم سکه تعیین کرد. شرم دخترانه و احترام به پدر اجازه نمی‌داد مستقیم نظرم را بگویم. برایم رقم مهریه هیچ ارزشی ندارد. دست به دامان مادر شدم. اما پدرم قبول نکرد و یک کلام بود. تا اینکه یک روز با سختی تمام در حالی که‌گونه‌هایم از شرم حسابی سرخ شده بود نظرم را به پدر گفتم. مهر و علاقه پدری و دختری اثر کرد و رضایت داد.» او از ماجرای ازدواج دخترخاله‌اش تعریف می‌کند: «با این تصمیم ما خیلی از دختران فامیل از روش ما تبعیت کردند. برای مثال همین چند وقت پیش دخترخاله‌ام با ۱۱۴ سکه مهریه ازدواج کرد. همه ۱۰۰ سکه را به داماد بخشید و مهریه‌اش همان ۱۴ سکه شد.»

 مراعات برای خرید عروسی
بالاخره نوبت به مقدمات جشن عروسی و اجاره خانه رسید. به عقیده ناصری کسی که نیت ازدواج و تشکیل خانواده کند خداوند روزی‌اش را می‌رساند: «برای ازدواج سعی کردیم در خرید رعایت همه چیز را داشته باشیم. حتی همان روز خواستگاری به پدر همسرم گفتم که من جهیزیه نمی‌خواهم. در خرید هوای جیب هم را داشتیم. سعی کردیم فقط لوازم ضروری و مورد نیاز را بخریم. از فاصله خرید تا عقد یک هفته زمان برد. در این مدت حتی یکبار با هم تماس نگرفتیم و حرف نزدیم. دوران نامزدی سفر و رستوران هم زیاد رفتیم. برای همه هزینه‌ها برنامه‌ریزی داشتیم. وقتی به رستوران می‌رفتیم غذای گران سفارش نمی‌دادیم و به یک ساندویچ ساده اکتفا می‌کردیم.»
بعد از سفر و سیاحت این زوج وقت شروع زندگی مشترک زیر یک سقف رسید.

پیدا کردن خانه سخت‌ترین بخش شروع زندگی مشترک بود. ناصری توضیح می‌دهد: «باغستان کرج تنها جایی بود که می‌توانستیم با توجه به بودجه‌مان خانه کرایه کنیم. کلی دنبال خانه گشتیم. این بار به قم رفتیم و به حضرت معصومه(س) متوسل شدیم. وقتی برگشتیم در باغستان کرج یک خانه خوب نصیبمان شد. صاحبخانه آدم خیّری بود و وقتی فهمید دستمان خالی است خانه‌ای را که آن زمان پول رهن و اجاره‌اش ۱۶ میلیون می‌شد با ۷ میلیون به ما اجاره داد. ۳ سال بدون اضافه کردن ریالی در آن زندگی کردیم.

راهمان حسابی از محل کارمان در تهران دور بود و برای رفت‌ و آمد باید چندین مسیر ماشین سوار می‌شدیم. اما به برکت توسل به ائمه(ع) و تلاش، زندگی و کارمان رونق گرفت.» برای جشن عروسی همه دوستان همسرم با چراغانی کوچه و خیابان، اجرای مراسم مولودی‌خوانی و مسابقه شب شعر جشنی بانشاط برایمان رقم زدند.

 اجبار و تحکم در کار نیست
‌ترویج اندیشه اصیل اسلامی و فرهنگ دینی میان نسل جوان دغدغه این زوج پیش از تشکیل خانواده بود. راه‌اندازی کانون فرهنگ گستر بصیر یکی از فعالیت‌های فرهنگی این زوج بعد ازدواج است. ناصری که عنوان‌های فرهنگی مختلفی از جمله مدیریت کانون جبهه فرهنگی حیدر کرار(ع) در منطقه 2 و مدیریت کانون مخلصین منطقه را در کارنامه‌کاری خود دارد به واسطه پرورش در خانواده‌ای روحانی از 8 سالگی کار مطالعاتی در حوزه دینی را شروع کرده است: «پدربزرگم مرحوم «قربانعلی انوری تبریزی» از مجتهدان بنام دوره خود در تبریز بود. به واسطه پدربزرگ از همان کودکی و نوجوانی آموزش و تحصیل من نزد استادان آغاز شد. در حدود 14 رشته علمی تحصیل کردم و گواهینامه دارم. اکنون مشغول تحصیل در 2 رشته روان‌شناسی و حقوق هستم. درس طلبگی را هم نزد علامه شمس‌الدین نجفی می‌خوانم. و به‌صورت سنتی لباس روحانیت را پوشیدم. قبل از ازدواج هیئتی داشتم و در واقع مجموعه فرهنگی کانون فرهنگ گستر بصیر را اداره می‌کردم. اما فعالیتم فقط ویژه آقایان بود و به اندازه امروز هم گسترده نبود. از همان روز ازدواج با همسرم قرار گذاشتیم که بخش بانوان را فعال کنیم و کارهای این مجموعه را سازمان یافته‌تر انجام دهیم.»
نظیری هم مشغول تحصیل در رشته حقوق قضایی وسطح 2رشته طلبگی درحوزه علمیه «حجت» است. او به‌عنوان مدیر بخش بانوان از همراهی با همسرش برای فعالیت‌های فرهنگی وقرارشان صحبت می‌کند: «روزهای نخست فعالیت بخش بانوان حضور خانم‌ها انگشت‌شمار بود. اما خوشبختانه با معرفی برنامه‌ها و تبلیغات آن میان اهالی در برنامه سخنرانی و هیئت هفتگی ما که روزهای دوشنبه همسرم اداره می‌کند بیشتر از 70 خانواده و جمعیتی نزدیک به 300 نفر می‌آیند. در میان خانم‌ها و آقایان در مجموعه افرادی را داشتیم که زیاد اهل رعایت واجبات نبودند اما به برکت حضور در برنامه‌های کانون، امروز برای اجرای برنامه‌ها پیشقدم هستند. در آموزش‌های فرهنگی‌ـ مذهبی هیچ اجبار و تحکمی نداریم و اجازه می‌دهیم افراد آگاهانه آماده تغییر شوند.»

 واسطه و مشاوره ازدواج
در مدت تأسیس کانون فرهنگ گستر بصیر قریب به 40 جوان به واسطه فعالیت و کار در این مجموعه راهی خانه بخت شده‌اند. واسطه ازدواج بیشتر این زوج‌ها هم خانم و آقای ناصری هستند. نظیری می‌گوید: «کار ما بیشتر با جوانان و خانواده‌هاست. وقتی در مجموعه می‌بینیم دو جوان خوب ویژگی‌های مناسب ازدواج را دارند خانواده‌هایشان را به هم معرفی می‌کنیم.» ناصری در تکمیل حرف‌های همسرش می‌گوید: «زوج‌های جوان را بعد از ازدواج رها نمی‌کنیم و با برپایی برنامه‌های گردشی و تفریحی، مثل سفر و... همراهی‌‌شان می‌کنیم. در واقع مثل اقوام درجه یک پا به پایشان هستیم.»
فعالیت‌های مجازی کانون
با راه‌اندازی این کانون فرهنگی که کانالی هم در فضای مجازی دارد قدم‌های مثبتی در منطقه در زمینه مسائل فرهنگی برداشته شده است. بنا به گفته ناصری بیشتر برنامه‌های آموزشی و فرهنگی این مجموعه رایگان است. راه‌اندازی کانون نخبه‌پروری حضرت زینب(س) برای دختران ۹ تا ۱۲ ساله برای تربیت دانش‌آموزان نخبه‌ویژه المپیادها، راه‌اندازی واحد رسانه بصیر که شامل مستندسازی و تهیه کلیپ از زندگی شهدای منطقه و موضوعات فرهنگی است، آموزش دوره‌های مداحی، گروه سرود، باشگاه فوتبال، برپایی اردوهای تفریحی و زیارتی کربلا و مشهد، برپایی هیئت‌های هفتگی روزهای دوشنبه شامل سخنرانی، مداحی، قرائت زیارت عاشورا، آموزش خانواده و احکام از برنامه‌های این مجموعه است. همچنین برپایی گفتمان‌های دینی در مدارس یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های فرهنگی این زوج برای افزایش معلومات نسل جوان است.

www.mahaleman.ir/detail/news/14400
منبع: همشهری محله

امتیاز خبر:
0 0 0

نظرات


نظری وجود ندارد.

مرتب سازی براساس

آرشیو:

دی ان ان